|
|
||
|
میخوام عوض شم
شنبه 1390/04/11 واقعا میخوام از ته دل
چرا باید انقد حساس باشم انقد نیاز داشته باشم به محبت؟! چرا نمیتونم یک ساعت درستُ حسابی قهر کنم تا بفهمونم حق با منه؟! چرا انقد زود عصبی میشم.... چرا انقد منفی فکر میکنم.........وای خدای من این احساس چیه اخه؟داغون میکنه آدمو...کاش یه کم خونسرد بودم...کاش این احساس لعنتی حرف اولُ نمیزد تو زندگیم! دوست دارم عوض شم هی سعی میکنم اما نمیشه کم میارم. فکر میکردم اون کنار میاد باهام اما احساس میکنم ترجیح میده با همجنسای خودش باشه تا من! خدایا خودت پشتم باش صبر بهم بده...کاری کن عوض شم!
شب آرزوهااا
جمعه 1390/03/20 خدایا ازت میخوام...
*ما رو به خودت و ائمه نزدیک کنی ظهور آقامونم نزدیک کنی *از هممون راضی باشیُ دوستمون داشته باشیُ فراموشمون نکنیُ پشتمون باشی *همه ی رفتگانُ بیامرزی مخوصا بابا *همه به آرزوهاشون برسن...همه و همه *اون دنیا هوای هممونُ داشته باشی *مامانم عمر طولانی و با عزت داشته باشه همراه با سلامتی *علیرضا موفق شه و درس خون بشه و به یه جایی برسه *آجیم اوضع زندگیش هی بهتر شه *دخی خاله بچه دار شه با خواهر شوهر آجی *همه ی فامیل یه جورایی اوضاشون رو به راه شه دخی خاله ها و... *زهرا و راشین یه ازدواج موفق داشته باشن *دایی زندگیش درست شه و دست بکشه از اون کارا *شهاب همیشه بهم وفادار باشه و همیشه پشتش باشی *وضع مالیمونم بهتر شه کار شهابم رو به راه شه انقده خسته نشه گناه داره:) *به همه و همه ی اعضای خانوادم سلامتی بده به خودمم همینطور که این چند روز همش پهلو درد دارم *بچه های سالمُ خوب به هممون بده *یه زندگی خوب و رمانتیک داشته باشیم تا آخرش *به منم صبر بده *دانشگاهمُ نه ترمِ پاس کنم دیگه این ترمم همشو پاس کنم دیه ایناش یادم بود خدایا خودت همه جورِ هوامونو داشته باش....آمین
خُب نمیدونم...
دوشنبه 1390/03/16 همین الان مامان از خواب پا شده
ـیعنی انقد ازت بدم میاد و حرفات برام سنگینه من:خُ من چی کار کردم الان کدوم حرفم؟ ـخودت میدونی.... اما خُ من نمیدونم شاید بخاطر اینکه بهش گفتم کلا بدونِ ما سفرم بیشتر بهش حال میده یا اینکه ما رو میزاری با بچه آجیات... داره میره سوریه! نمیدونم واقعا مشکل از منِ یا اون؟!
استرس درس
شنبه 1390/03/07 دیروز کلی ترجمه کردم که تحویل استاد بدم آخرم امروز میگه چرا اسمتُ تو برگه جدا ننوشتیُ دل به کار نمیدی آخرم میگه خدا بکشتت:((منم مظلومانه گفتم مرسی استاد
جا داره بگم: استاد حجازی زرشک:| تازشم برای ادبیات باید زندگینامه و خاطره و سفرنامه ی خودمون رو مینوشتیم که همه رو از تو نت کِش رفتم.این یعنی سرقت ادبی آیا؟:| تازم پسفردا امتحان بیان شفاهی دارم که حتی یک کلمه نخوندم و دارم خیلی ریلکس وبگردی میکنم. در هر حال دعا یادتون نره که این ترمم بپاسم:))
اَه...
یکشنبه 1390/02/11 مامانِ آدم که تکلیفشو ندونه همین میشه دیگه!!!
باز کنسل شد همه چی انگاری!! بهش میزنگم جواب نمیده!کاش یهوو پیداش شه مثل دیروز!!
این روزها...
شنبه 1390/02/10 عصبیم شدیــــد...!
چشمِ دیدنِ هیشکیم ندارم نمیدونم چرا؟! سرِ یه مسئله ایم بی خیالِ جشنِ نامزدی شدم....والا اگه قرارِ انقد همه بی تفاوت باشن بهش همون بهتر نباشه! دلم خوش بود امشب میاد یه کم خالی میشم که نمیـــــاد.... انقد صبیم که حسِ درس خوندنمم نمیاد الکی هی وب گردی میکنم ای خدا:(( *چه مزخرف *درست بعد از نوشتن این پست زنگیدم گفتم کجایی...گفت سرکار و میخواد شب همونجا باشه اما صدای ماشین که اومد خندم گرفت...گفت:خواستم سوپرایزت کنم نزاشتی چند مین دیگه خونتونم!تالارم گیرمون اومد...فکر کنم جشن بگیریم
پیچیدگیهایـــ یکـ زنـــ
پنجشنبه 1390/02/08 -یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد. به زبان آوردن دوستت دارم موجب میشود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند. . ـ یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بیاختیار، عشق میورزد. ـ زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم میکند و یا یادداشتهای عاشقانهاش را نثارش میدارد، به آن زن اجازه میدهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است ـ یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود. ـ پیش از این که زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد، به احساس عشق، نوازش و ملاطفت نیاز دارد. ـ زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس میکنند و بعد به کیمیای جسم پی میبرند. ـ لحظاتی که مرد، دستهای زنی را در دست میگیرد و او را لمس میکند، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق میورزد. ـ هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است. ـ یک زن هنگامی سکوت میکند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا این که به مرد مقابلش آن قدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید. ـ وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش میسپارد و از ارائه راه حل میپرهیزد، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان میکند. ـ مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنشهای متفاوتی از خود نشان میدهند. دراین گونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش میباشد، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد. ـ هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی میگردد، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق میکند. ـ به جرات میتوان گفت به جز در موارد انگشت شماری، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمیرساند. ـ زن درست مثل یک موج است، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور مینشیند، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج میرسد. ـ هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج میرسد، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمیبیند. ـ مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید، احساس آسایش و آرامش بیشتری میکند. - مردها همواره باید بدانند هنگامی که زنی از مشکلاتش میگوید ، ابراز نکنند که همه این مشکلات را دارند .
ـ وقتی زنی از موضوعی میرنجد، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردیاش را حس کند. ـ دردناکترین مسائل برای بعضی از زنان، عدم پذیرش، قضاوت نادرست و ترک شدن است، چرا که امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست. ـ در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک میکند، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمیدهد. ولی در این زمان احساس میکند که مرد به او احترام نمیگذارد. ـ بسیاری از زنان به این علت که نمیخواهند کسی ایشان را نیازمند بداند، نیازهایشان را انکار میکنند. ـ امروزه بسیاری از زنان از این که عشق میورزند، اما در عوض چیزی دریافت نمیکنند، رنج میکشند، آنان به دنبال وقفهای میگردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند. ـ یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند. ـ یک زن بطور ذاتی از توانایی نا محدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است. اما وقتی آن زن لبخند میزند، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد. ـ همیشه زنان به همان اندازهای که در توان دارند. بخشش میکنند و در این زمان به خاطر میآورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند، تا حدودی کمتر از این اندازه، به ایشان بخشیده شده است. ـ اغلب زنان با آنچه همسرشان میخواهد به راحتی موافقت میکنند، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان میخواهند. ـ وقتی زنی به ثبت امتیازات میپردازد، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید. پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد. ـ یک احساس پنهان در درون زن به او میگوید نمیخواهم خواستههایم را برایش بگویم، اگر عشق او به من واقعی باشد، خودش از نیازهایم مطلع میگردد. ـ مردان و زنان باید به خاطر داشته باشند که همسرشان به هیچ عنوان خود بخود از نیازهایشان، مطلع نیست. ـ زنان نمیپسندند که شوهرانشان، برآورده ساختن نیازهایشان را به دست فراموشی بسپارند. به همین علت، دست از نق زدن بر میدارند و به حمایت شوهرانشان میپردازند. ـ یک زن باید احساس کند که مورد احترام قرار گرفته و به بهترین وجه در خاطرها میماند. در این صورت نادیده گرفته شدن برایش همچون امری است که دربخش انتهایی فهرست شخصیتش قرار میگیرد.
گیج شدم!!
یکشنبه 1390/01/28 بلـــــــــــــــه
بعد از مزدوج شدن امروز اومدم درس بخونم کتاب ترجمه نیستــــ که نیستـــ!! اما آدم اونجا دیوونه میشه که میبینه همین الان دو تا کتاب از کیفش درآورده که بخونِ اما هر چی میگرده باز نیستــــ که نیستــــ:(( *خدایا لطفا این ترم همه درسامُ بدون مشروط شدن پاس کنم باشـــــه؟! *دِلم یه دوربینِ عکاسی باحال میخواد که همش از خودمُ خودش عکس بگیریم تازه دلم میخواد فتو شاپم بلد باشم:)
سیاهی و سفیدی
دوشنبه 1390/01/22 همیــــــنهـ دیگه؟!
فردا شب یعنی همین امروز میشه دیگه قرارِ پا به یه مرحله ی دیگه از زندگی بزاری!! قرارِ یه عهدی با کسی ببندی که باید تا آخر عمر با خوبی و بدیش بسازی!! دلم گرفتِ... با مامان دعوام شد همینطور الکی الکی! هزار تا فکر تو سَرم مثل کِرم وول میزنه...!دیگه قرارِ همه ی پناهم بشه اون...قرارِ شریکِ هم باشیم اما اگه اون از پسش برنیاد چی؟اگه من برنیام چی؟! میشه خوبم بهش نگاه کرد اگر پر از عشق باشه چی؟به نوشته های امشبم حسابی میخندم:)) خدایا مثل همیشه ازت یه چیز میخوام: خودت پُشتمــــ باشــــــ
هوس...
چهارشنبه 1390/01/17 تا همین الان خاله و مهمونشون(عمه قصیمه) خونمون بودند اما...
حوصلم عجیب سررفته هوس یه فیلم رمانتیک کردم مثل تایتانیکــــــــــــ ... تویلایــتــــــــ ... غرور و تعصبـــــ ...ترویــــــــــ یا یه رمانِ خیلی باحال مثل غرور و تعصبــــــ ... هزار سال تنهایی ... پَر ... پرنده های خارزار
|
|
|